خرید بک لینک
+ ۰۰:۴۵ تا چند دیقه پیش با ... می حرفیدم. از خودشو شوهر و بچه هاش گف... قرار شد اگه اومد سمت ما بریم دور دور. در خونشون خراب شده باید درستش کنن. قرار شده شوهرش بنمایندگی از بقیه درستش کنه. کلی حرفیدیم... بش گفتم یه چی بگم ولی ولش کن... اخلاقمو میدونه گف باشه هروقت راحت بودی بگو.گفتم نمیتونم نگم من رفتم کلاس موسیقی و راستش سخت بود با تورم... گف چه خوب و ابراز خوشحالی کرد. دوس دارم کارامو تو سکوت پیش ببرم و بعد اگه قراره بقیه بفهمن اتفاقی بفهمن، مث لیسانس

برچسب: نویسنده: حامد حبیبی تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1402 ساعت: 18:38

صفحه بندی